دیووونه خونه ی دیووونه ها
سلام بروبچ باحال..چطول مطولین؟؟؟دم همتون گرررممم،نظر مظر،انتقاد پنتقاد،خلاصه هر چیز میزی دارین خریداریم..هاها.(البت بجز شماره هاااا)
|
بازم سیلاااااااااااااامممم این همه آدم دوسش دارن منم دوستون دارم خیلی خیلی خیلی با کی هستم؟؟؟ خوب با شماهام دیگه شما که واسم نظر گذاشتین خوب اول یه بوس بدین اووووووومممممممممم خوب چخبراااااا؟؟؟ اره یه خبرایی هست،بلأخره انسر انتخاب رشته ها اومد دیشب اعلام کرده بودن که کمتر از 4ساعت دیگه میاد، منو بگید تا نصف شب همینجور میرفتم و میومدم حالا انگاری دولتی رو آورده بودم(عالمی دارم واسه خودما) خلاصه که پدر صاحب این سازمان سنجشو در اوردم هه هههههه تا ساعت دوازده و خوردی رفتم دیدم مثل اینکه دروغ گفتن بیشتر ا زچهار ساعت شده و هنوز نزدن کلی هم بد و بیراه بهشون گفتم و خوابیدم صبح با صدا زنگ تل از خواب پریدم(أهههه) دوستم بود هر چی زنگیده بود گوشیم انسر ندادم زنگیده بود خونمون،منم تو خواب و بیداری بودم اما متوجه شدم داره با مامانم میحرفه،بعدش دیگه هر کار کردم خوابم نبرد و بلند شدم،مامان جون بم گفت که دوستت گفت انسر زدن خلاصه که منم با بی میلی تمام نشستم پشت فرمون رفتم سایت و گرفتم حالا چی آورده بودم؟؟؟ بگو چی؟؟؟ هیچی، پیچ پیچی،مارپیچی هه هه(شوخی کردم) یه رشته قبول شدم که خوبه اما احتمال خیلی زیاد نمیرم مامانم پاشو کرده تو یه کفش که الا و بالله(درست نوشتم؟ حالا هر چی) داشتم میگفتم مامانم میگه::::: باید بخونی واسه سال دیگه،آزاد پرستاری(که خودمم دوس دارم پرستاریو) البت فکر نکنین ما خرپولیما،نه بابا ازین خبرا نیس مامانمم منو میشناسه که اهل درس خوندن واس دولتی نیستم واس همین میگه باس بری آزادپرستاری خلاصه که از چندین تا مشاوره گرفتم آخه خودم دوسدارم برم دانشگاه هر چه سریعتررررر اولین نفرکه مشاوره گرفتم آجی بزرگم بود دومین نفر مشاور مدرسمون بود سومین نفر دبیر زیستمون بود که واستون تعریفشو کرده بودم تو پستای قبل تا صدامو شنید و فهمید من دیوووونم(البت اینجا میگم دیووونه ها) کلی خوشحال شد،بابا قطع نمیکرد که این تلفن بیچاره رو دیگه خودم بابای کردم(البت منم خوشحال شدماااا) چهارمین نفر و اصلی ترین کسی که باهاش مشاوره کردم یکی از اقوامامون بودش که من خیلی خیلی خیلی قبولش دارم واس نهایی ترین و اصلی ترین تصمیمم ازین مشاوره گرفتم (وااااا،این چه حرفیه؟؟؟بقیشون کشک نبودن این وسط،اونام بنده خداها یه جورایی نقش داشتن دیگه) البت از سه از دوستامم مشاوره گرفتماااا این پست همش مشاوره مشاوره مشاوره ای شد فعلا تا همینجا داشته باشین بازم میگم خیلی
نظرات شما عزیزان:
سلام دیووووووووونه....تو هم لینکی...آپ شم خبرت میکنم.بای.
سلام گلکم
آپم ![]() ![]() ![]() راستی من لینکت کردم تو هم منو بلینک مرسی ![]()
سلام
میگم واقعا دیوووونه ایا! ![]() ![]() ولی وبلاگ باحالی داری به منم سر بزن اگر با تبادل لینک موافقی بهم خبر بده منتظرم. ![]()
مرسی...نه عزیزم بد تعیین رشته نکردم رشته ای دیگرو دوس نداشتم...
من اگه جای تو بودم نه میرفتم پرستاری نه کاردانی ...چون ازاد پولش زیاده واسه پرستاری نمی ارزه کاردانی هم خیلی به درد نمیخوره...ابته نظر نظر خودت باشه ب هیچکی توجه نکن ![]()
قابلی نداشت لازم داری بزار بمونه
![]() تصمیم اخرتو بهم بگو؟ ![]()
حواسم نشد خصوصی بفرستم نظرو خوندی پاکش کن . ممنون
![]()
سلام دیوووونه .
خیلی خوشحال شدم قبول شدی از ته دل می گم ![]() ![]() ![]() ![]() بازم پیشم بیا خوشحال می شم. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پس تا بعد خانومی. ![]()
سسسلام دوست عزيز
وبت خيلي باحاله بهت تبريك ميگم.بيا پيشم خوشحال ميشم زيباترين عكسها رو دارم.اگه موافق با تبادل لينك هستي خبرم كن من وبتو دوست دارم.منتظرتم
سلام عزیزدلم
ممنون که روز تولدم بهم سرزدی. ![]() پس چرا نگفتی چی قبول شدی؟! اگه خوبه برو دیگه . مگه حوصله داری یه سال دیگه بخوای پشت کنکور باشی؟ ولی گفته باشم من شیرینی میخواما ![]()
سلام. خاطره ی جالبی بود. میشه رتبتو بگی؟ کجا قبول شدی؟ منم امسال کنکور تجربی دادم. پزشکی مشهد آوردم البته تهرانو اوردم ولی بابام نذاشت برم شهر غریب. موفق باشی. وب من اومدی حالت بد نشه چون دیگه آپش نمیکنم
پيش منم بيا........
منتظرماااااااااااااااااااااا اااااا پاسخ:اومدم،،،بگیر منوووووووووووووووو:-)) |
|
دیووووونه خونه :-) |